خمپاره از بالا آمد،
عينك آفتابي
انگشتري مامان
حتي گوشواره اي كه بابا برايم خريده بود .
اسباب بازيهايم گمشده،
ديگه چه جوري بازي كنم .
ببخشيد اين كلمات
ميان ديوار شكسته فلج متولد شدند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 11:5 توسط آذر پاياب
|