لحافم را به سر مي كشم
تا دنيا مقعر در چشمهايم نريزد
براي جامعه شناسي
كتاب قانون را هر شب به رختخواب مي برم
و صبح آبستن بيرون مي زنم
با كفش هاي مخملي كه به پاهايم چسبيده
و من به جاذبه زمين .
دنيا مي چرخد ؛
و من لحافم را بالاتر مي كشم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:36 توسط آذر پاياب
|